تصویر زمینه یا محافظ صفحه: ساکن ماندن یعنی چه
یکی فایلی است که به آن نگاه میکنی، دیگری برنامهای که تازه وقتی کسی نگاه نمیکند به راه میافتد.
محافظ صفحه وصلهای بود بر یک نقص سختافزاری. در لامپ تصویر، نوار منوی روشن اگر ماهها در یک نقطه میماند، شبحی کمرنگ روی لایه فسفر میسوزاند؛ پس به دستگاه گفتند بعد از چند دقیقه بیکاری چیزی را روی پرده به حرکت درآورد. پنلهای تخت تصویر را اینگونه نگه نمیدارند و توسترهای پرنده نوبتشان را به دستوری کوتاهتر پس دادند: پانزده دقیقه بعد، خاموش شو.
این دو از یک جنس نیستند. تصویر زمینه یک فایل است؛ یک عکس روی دیسک که تا وقتی میزکار پیداست پشت نمادها کشیده میشود. محافظ صفحه برنامهای زماندار است و لحظهای که آغاز میشود همان لحظهای است که تو صندلی را ترک کردهای. اگر بحث برق باشد، خاموش کردن پنل از هر پویانمایی ارزانتر تمام میشود؛ به همین دلیل امروز بیشتر سیستمها نخست خواب را برمیگزینند و تصویر متحرک را در قفسه تزئینات میگذارند.
با این همه دو دلیل صادقانه برای نگه داشتنش میماند. پیکسلهای اولد یکنواخت پیر نمیشوند و تصویری که آرام میلغزد آن فرسایش را پخش میکند؛ و محافظی که هنگام بیدارشدن رمز میخواست نخستین چفت حریم خصوصی بود، کاری که حالا صفحه قفل بر عهده گرفته است. آنچه میماند تقسیم کاری است که ارزش دیدن دارد: محافظ صفحه برای اتاقی خالی بازی میکند و تصویر زمینه همان عکسی است که واقعاً میبینی، هر بار سه ثانیه، در شکاف میان یک پنجره و پنجره بعدی.